خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خواب با خدا


         خواب دیدم بر روی شنها راه می روم
         همراه با خود خداوند

           و برروی پرده ی شب
         تمام روزهای زندگی ام را، مانند فیلمی می دیدم

    همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم
         روز به روز زندگی را،
         دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد

    یکی مال من یکی از آن خداوند
         راه ادامه یافت تمام روزهای تخصیص یافته خاتمه یافت
         آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم

    در بعضی  از جاها فقط یک رد پا وجود داشت
         اتفاقا ،آن محلها مطابق با سخت ترین روزهای زندگی من بود
         روزهایی با بزرگترین دردها،رنج ها،ترسها و.....

         آنگاه از او پرسیدم

         خداوندا،تو به من گفتی در تمام ایام زندگی ام با من خواهی بود

         و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم

         خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظلات درد آور مرا تنها گذاشتی؟ 

         خداوند پاسخ داد:

        (فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود

     من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت

    نه حتی برای لحظه ای

        و من چنین نکردم

        هنگامی که در آن روزها یک رد پا بر روی شن ها دیدی

        من بودم که تو را به دوش می کشیدم)

                        (فرهنگ عامیانه برزیلی)

     


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها :      ,زندگی ,تمام ,روزهای ,روزهای زندگی ,تمام روزهای ,
    خواب با خدا

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر